السيد حامد النقوي
417
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )
و اگر اين زيادت ثابت باشد ، عمرو بن العاص عجب كسى بود كه خود با مرتضى مقاتله كند ، و خود او را نفس آن حضرت اعتقاد نمايد ! اين تناقض از اجهل قوم نمىآيد ، فكيف از ارطيون [ 1 ] عرب ؟ ] . انتهى . از اين كلام صراحة واضح است كه بر عمرو عاص و غيره ثابت نبود كه مقاتلهء جناب أمير المؤمنين عليه السّلام حرام و ناجائز است ، زيرا كه شاهصاحب اقدام عمرو عاص را بر مقاتلهء جناب امير المؤمنين عليه السّلام بعد علم بحرمت آن مستحيل دانستهاند و به همين جهت فقرهء « هذا يسألني عن النفس » را كه دليل قتال جناب امير المؤمنين عليه السّلام است ، موضوع و مفترى مىدانند ، پس حمل حديث غدير بر ايجاب محبت جناب امير المؤمنين عليه السّلام كه مخاطب و امثال او اهتمام تمام در اثبات آن مىنمايند ، براى تخجيل شاه ولى اللَّه و امثال او كافى و وافى است ، زيرا كه حديث غدير بر تقدير حمل آن بر ايجاب محبت بلا شبهه دليل حرمت مقاتلهء آن جناب است ، پس حيرت است كه معتقدين شاه ولى اللَّه در باب حديث غدير كدام تدبير و تزوير خواهند برانگيخت ، و بكدام تقرير تشبث خواهند نمود ؟ كه شناعت مقاتلهء جناب امير المؤمنين چنانچه از بودن جناب امير المؤمنين عليه السّلام نفس رسول ثابت مىشود ، همچنان كمال قبح و فظاعت آن از ثبوت وجوب محبت آن جناب از حديث غدير ظاهر و واضح است ، پس انكار فقرهء « هذا يسألنى عن النفس » ، و فرار از اعتراف به آن ، با وصف تصديق حديث غدير ، فائده به اولياى شاه ولى اللَّه نمىرساند ، و بودن مقاتلين جناب امير المؤمنين عليه السّلام بدتر از اجهل قوم بر اين تقدير هم ظاهر مىگردد .
--> [ 1 ] أرطيون ( بر وزن أرغنون ) : زيرك ، عاقل - دانا .